تبليغاتX
عشقولانه

مطالب عاشقانه

 مناجات خواجه عبدالله انصاری (موضوع:دانشگاه آزاد)

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

|+| نوشته شده توسط اکبر در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 5:15 بعد از ظهر |
 زیباترین جملات عاشقانه دلم
*وقتی بدانم که یک لحظه به یادم هستی، تمام عمرم را فدای آن لحظه می کنم.

*در ساحل سرخ دلت اسم کسی را حک نکن. به اینکه من دوستت دارم حتی یه ذره شک نکن .

*تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست.

*توی دنیا دو تا نابینا می‌شناسم یکی تو که هیچ موقع عشقم رو ندیدی یکی من که کسی رو جز تو ندیدم.

*يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.

 *هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه.

|+| نوشته شده توسط اکبر در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 1:40 قبل از ظهر |
 دو بیتی عشقولانه
گر يك جوان عاشق شود ، بر بحر غم قايق شود

                          بـر مـهـر و عشق دلـبـرش ، آمــاده و لايـق شود

اي دلبرم مـن عـاشقم ، مـهـر و محبت كن به من

                           تـا ايـن دل ديـوانـه ام،افـزون زتـو عـاشـق شـود

|+| نوشته شده توسط اکبر در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 2:13 بعد از ظهر |
 مطلب عشقولانه سفارشی

مهر و عشق بی ریا را می توان در یک نگاه صاف و صادق با تمام وجود احساس کرد چه کسی می گوید نگاه با گناه آلوده می شود؟هرگز نگاهی با گناه آلوده نیست می توان از آن به درون آدمی پی برد.اگر می بینی که یک نفر از دور با یک حسرت خاص تو را می نگرد مطمئن باش که او دوستت دارد و اگر اشکهایش را دیدی که به محبت می ریزد مطمئن باش که برای تو می میرد.

... اگر تو هم عاشق او شوی عشق در قلبت همچون مادری به او محبت خواهد کرد بدون اینکه تو خبردار شوی.

دنیا دو روز است ولی محبت با مردن هم به دنیایی دیگر پا می نهد پس عشق جاودانی است هم در این دنیا و هم در آنجا.

|+| نوشته شده توسط اکبر در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 4:26 بعد از ظهر |
 داستان عشق دو ستاره عاشق

وقتي دو ستاره به هم عاشق ميشوند نمي توانند به هم برسند و به اميد آنكه انفجار ازدواجي رخ دهد در كنار هم ميمانند و با غم شهاب سنگ عشق، از بين نمي روند تا در كهكشان عشق نور محبت آنها خاموش نشود و هميشه نور محبت عشق خود را به همديگر ابراز مي كنند.ولي اين پايان عشق نيست و همچنان كه انفجاري ماه را به وجود آورد از انفجار وبه هم پيوستن آن دو ستاره خورشيدي به وجود خواهد آمد كه تلالؤ نور عشقش جهان بي محبت مرده را به عشق زنده مي گرداند. 

|+| نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 4:59 بعد از ظهر |
 توصيه هاي قبل از عاشقي
*اگر كليد قلبي رو نداري قفلش نكن*اگر خداحافظي در راه است سلام نكن*اگر دستي رو گرفتي رهايش نكن * دفتري كه بسته شد ديگه بازش نكن*قلبي كه شكسته شد ديگه نازش نكن * بچه ها شوخي شوخي به گنجشك ها سنگ مي زنند ولي آنها جدي جدي ميميرند.*

|+| نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 4:28 بعد از ظهر |
 عشق من و تو
قلب من همچو میخی بر در چوبین عشقت فرو رفته است و اگر هم با چکش اخمت بر آن ضربه نازی بزنی بیشتر در عشق تو فرو میرود و در آخر سر در عشق تو محو میشود و آن وقت است که قلب عاشقم جزئی از عشق تو شده و تو آن را به محبت می فشاری!
|+| نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 3:48 بعد از ظهر |
 نوع دیگری از ابراز دوست داشتن

`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_____________________***
_***______دوست دارم ______***
__***______   برای ________***
___***______همیشه _____***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*

|+| نوشته شده توسط اکبر در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 0:46 قبل از ظهر |
 جمله های اوقات دلتنگی

* اگه چشمم تو رو خواست قول ميدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول ميدم گازش بگيرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟

 

* باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد.

 

* دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت.

 

* عشق را بشناس تا شادي را بشناسي . بدون عشق، شادي وجود ندارد، نمي توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان اين را نشان خواهد داد.

* همانطور که به زيبايي تو خيره شده ام ، با خود مي انديشم ، هرگز فرشته اي را ديده ام که در ارتفاعي چنين پايين پرواز کند.

 

* لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از زماني است که دريافتش مي کني پس بذار من عشقم را نثارت کنم.

 

* در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانيت شد و من با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:شاه دلم دوستت دارم.

* اگر دو تا بودي مي زاشتمت روي چشمام حالا که يک دونه اي جات هميشه تو قلبمه.

 

* مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشكهايم را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي.

 

* ميخواستم تصوير با تو بودن را نقاشي كنم، ديدم فاصله بينمان در ورق جا نميشود، كمي نزديكتر بيا ميخواهم با تو بودن را حس كنم.

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک تمام کوچه را تر کردم

وقتی که شکست بغض تنهايي من / وابستگی ام را به تو باور کردم

|+| نوشته شده توسط اکبر در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 0:3 قبل از ظهر |
 زیبا ترین جملات عاشقانه
***وقتی که بارون می باره دستت رو از پنجره زیر بارون بگیر اندازه قطره بارونی که گرفتی دوسم داری و اندازه قطرات بارونی که نتونستی بگیری دوست دارم.

***اگه تو دنیا صد نفر عاشقت باشه بدون که یکیش منم اگه دیدی که دیگه عاشق نداری بدون که من مرده ام.

***تو یه دقیقه میشه عاشق شد یک نفر رو خرد کرد و یه ساعته میشه کسی رو دوست داشت ولی یک عمر طول میکشه که یکی رو فراموش کنی.

|+| نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 0:34 قبل از ظهر |
 عشق
ای عشق و ای یار من تو مانند ابر بهاری هستی و من مانند موسم ربیع و من همیشه به دنبال تو هستم تا با وزش و خروش خود عشق خودم را به تو ابراز کنم تا تو با دیدن آن عشق خود را با اشک ریختن جلوه دهی و من آن اشک را با نفسم به اقیانوس عشق ابر و باد می ریزم تا که آن اقیانوس عشق ما جاودان باشد.
|+| نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 ساعت 7:55 بعد از ظهر |
 ارتباط عاشقانه
ارتباط عاشقانه میان ما مانند ابر و گل بهاری هست و من آن ابر و تو آن گل زیبا هستی و وقتی که این ابر می خواهد عشق خود را به گل ابراز کند یا بر زمین می نشیند و وجودش گریه می شود یا از آسمان آبی گریه می کند تا آن اشک بر گلبرگهای گل بشیند و نام شبنم بر خود بگیرد و تو با انعکاس رنگ عشقت آسمان را به رنگ آبی در می آوری و من خودم را با آن رنگ یکسان می کنم ولی به خاطر آن که از تو دور هستم و انتظار می کشم، گریه می کنم و رنگ آبی را با رنگ سفید عوض می کنم تا زیبایی رنگ تو بر قلبم نقش بندد.
|+| نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 ساعت 5:38 بعد از ظهر |
 رود و دریا
من آن رودی هستم که همیشه خروش  و عشق  خود را به سوی دریایی چون تو می آورم و آن عشق و خروشش را همیشه به پای تو می ریزد و تو همیشه منتظر این طغیان و عشق رود هستی تا با دیدن آن با آن جذر و مد با شکوهت عشق خود را بر من ابراز کنی. تو دریا هستی برای اینکه روح بزرگی داری و رودی همچو من را با ابراز عشق خود دریا می کنی و من حالا دیگر جزئی از تو شده ام و تو جزئی از من.
|+| نوشته شده توسط اکبر در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 ساعت 7:40 بعد از ظهر |
 شب تنهائی
 وقتی سیاهی شب عالم درونم را فرا می گیردتو تنها ستاره ای هستی که به خاطر وجود من از جایی که خورشید در می آید و به سیاهی شب پایان می دهد بیرون می آیی و عالم درونم را چون روز روشن می کنی. چه کسی می گوید که تنها نور خورشید حیات بخش و گرما بخش است. تو آن نور و گرمای عشقی که بر من تاباندی حیاتی دوباره به وجود من داد. من از عالم شب و روز که در آن ماه و خورشید و ستارگان زیاد وجود دارد فقط ستاره ی نورانی خودم را می خواهم و تو برای من خورشید و ماه هستی و من تو را از بین این همه ستاره انتخاب کرده ام. تو وقتی که در شب تاریک انتظار، چشمک می زنی و عشق خود را بر من ابراز می کنی، من هم به خاطر تو در روی زمین چشمک می زنم تا عشق خود را به تو ابراز کنم. گر چه وجود تو از من دور است ولی می دانم که تو چشمک زدن مرا می بینی و آن را حس می کنی و این افکار است که به من امید زندگانی می دهد.
|+| نوشته شده توسط اکبر در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 8:49 بعد از ظهر |
 شمع و پروانه

وقتی که تو را دیدم مانند پروانه ای در شب گم شده بودم که شمعی را یافته باشد و من آن پروانه ای هستم که به نور شمعی تو مجذوب شده است و آن نور شمعی تو عشق نام داشت. ولی حیف که تو جاودانی نیستی و به خاطر من ذوب می شوی و از بین می روی و من با تو جاودانگی دارم. من از پروانه بودن برای شمعی مثل تو آرزوی دیگری ندارم و چون تو قطره قطره برای من ذوب می شوی من هم لحظه لحظه با آتش و نور تو جان می دهم. سوختن شمع به خاطر آن است که پروانه در شب با نور شمع روز را حس کندو شب را فراموش کند و پروانه به خاطر این لطف به دور شمع می گردد تا با زدن خود به آتش و نور آن جان در راه او دهدو این سرانجام تمام پروانه ها و شمع هاست و من صفت پروانگی خود را تا آن زمانی دارم که نور تو بر بال زشت من بتابد و بر آن رنگی رنگین کمانی دهد و تو با جسم من خاموش می شوی و جسم من در آتش عشق تو می سوزد.

|+| نوشته شده توسط اکبر در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 8:48 بعد از ظهر |
 عشق از دیدگاه استادان...
 از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود. از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد. از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود.
|+| نوشته شده توسط اکبر در چهارشنبه دهم خرداد 1385 ساعت 7:48 بعد از ظهر |
 عشق از دیدگاه...

به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشگل تر است به پروانه گفتم عشق چیست ؟ گفت از من زیبا تر است به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزان تر است به عشق گفتم تو چیستی ؟ گفت نگاهی بیش نیستم.

|+| نوشته شده توسط اکبر در چهارشنبه سوم خرداد 1385 ساعت 6:10 بعد از ظهر |
 تقدیم به همه عاشقان

***بار خدایا به هر کسی که دوست داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر کسی که دوستت دارد بیاموز که زندگی ارزش دوست داشتن ندارد.***

|+| نوشته شده توسط اکبر در چهارشنبه سوم خرداد 1385 ساعت 6:8 بعد از ظهر |
 طنز و عشق
وقتی یکی نگات می کرد تو نگاهش کردی،اگه بهت لبخند زد بهت علاقه داره اگه نگاهش رو دوخت به زمین دوستت داره اگه اشک تو چشماش حلقه زد بدون عاشقته ولی اگه با صدای بلند زد زیر گریه حتما" یه چیزی از مامانش خواسته بهش نداده!

|+| نوشته شده توسط اکبر در چهارشنبه سوم خرداد 1385 ساعت 6:5 بعد از ظهر |
Time spent here:

من يك به دنبال با سن با كد شهر
تا

Tarfandestan

*
*
*
*
*
*
*

ساعت
روي ساعت کليک کن ___________________________________________________________________________ ساعت __________________________________________________________________________ __________________________________ ___________________________________ ___________________________________________________
افراد آنلاين: نفر